محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
146
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
دست رفته عرب باز آيد ، پس بايد بر سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله باقى مانيد كه برپاست و بر آثار رسالت تكيه نماييد كه آشكار است . به عهد نزديكى كه بستهايد وفادار مانيد كه يادگار پيامبر صلّى اللّه عليه و إله برآن تكيه دارد و بدانيد اين شيطان است كه راههايش را هموار مىنمايد تا قدم بر جاى قدمهايش نهيد و راهش را پىگيريد . واژهشناسى النواجذ : دندانهايى كه به هنگام خنديدن آشكار مىشوند . الأخلاف : جمع « خلف » به معناى نوك پستان شتر . الفلذة : بخشى از هرچيزى و برخى نيز آن را به خصوص قطعه جگر و طلا يا نقره ترجمه كردهاند . فحص براياته : پرچم را با شتاب به حركت درآورد . كوفان : كوفه . الضروس : شتر بدخو . فغرت فاغرته : دهانش را گشود . العوازب : پنهانشدهها . أحلام : خردها . يسنّى : آسان مىكند . لتتبعوا عقبه : در پى او برويد . ساختار ادبى باديا : حال براى « الحرب » است . نواجذها : فاعل « باديا » است . فى غد : جار و مجرور متعلق به « يأخذ » است .